يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

120

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

همايونى به دوشان تپه حاضر باشيم و به خاكپاى مبارك مشرف شويم . چون ابلاغ امر قدر قدر همايونى بود زحمت افزا گرديد . زياده عرضى نيست » . روز جمعه دويم صبح سه ساعت از دسته رفته جناب آقاى مجد الدوله تشريف آوردند . محض ورود اطاق ، نوكرها خبر دادند كه قبلهء عالم تشريف بردند . فورا برخاسته با هم سوار يك كالسكه شده رفتيم . درب دروازه رسيديم . به همين‌طور صحبت‌كنان به دوشان تپه از آنجا گذشته تا جائى كه كالسكه كار مىكرد موكب همايونى تشريف بردند . در آنجا اسب سوار شدند . ما هم سوار اسب شده به ركاب مبارك مشرف شديم . حضرت وليعهد روحى فداه هم تشريف داشتند . حضرت شهريارى من را نزديك خواسته فرمايشات مىفرمودند كه سال آينده از راه كلپوش « 1 » و دشت تشريف‌فرماى بجنورد خواهم شد . عرض كردم بعد از مرخصى همهء راهها را خواهم ساخت و تهيهء آسودگى وجود مبارك را خواهم نمود . در اين بين يك گله شكار ديده شد . به جناب مجد الدوله امر فرمودند كه رفته شكارها را برگردانند . جناب مجد الدوله تاخت‌كنان رفتند . شكار از جلوشان آمد بگذرد تفنگ كردند . يكى غلطيد با لوله‌اى ديگر يكى ديگر زدند . شكارها رو به كوه گريختند . اعليحضرت اقدس همايونى ارواحنا فداه از اينجا كه دو هزار قدم فاصله داشت تفنگ انداختند . يك قوچ بسيار بزرگى غلطيد . در اين اثنا از طرف ديگر سه تكهء بزرگ سرازير شدند . جلودارها تازى سر دادند . يكى را تازيها گرفتند زنده آوردند . يكى از كوه پائين آمد . تازى هم در عقب نزديك رسيد كه اعليحضرت همايونى تفنگ انداختند . تير اول نخورد . تير دويم هم نخورد . با تير سيم در حالتى كه شكار از بالاى سنگى به بالاى سنگ ديگر جستن كرد در هوا زدند و همان تفنگ دست مبارك را به من بخشيدند . صد اشرفى مزد شست تقديم نمودم . در همان‌جا ناهار ميل فرمودند . من هم در سايه‌بان جناب مجد الدوله كه ناظم السلطنه و عين الدوله و عزيز السلطان و امير بهادر جنگ و جمعى ديگر بودند ناهار خورديم . بعد را سوار شدند به سمت سرخه حصار تشريف‌فرما شدند . باز من را جلو خواستند فرمايشات

--> ( 1 ) معمولا كالپوش نوشته مىشود